تبليغاتX
سیاوش خیرابی و محسن افشانی
























سیاوش خیرابی و محسن افشانی

دوتا پسر خوشگل

این مصاحبه رو از وب اجی جونم سارا ور داشتم

http://www.siavash-kh63.blogfa.com/

جوانی،یک پدیده درخشان و یک فصل بی بدیل و بی نظیر از زندگی هر انسانی است.در هر کشوری که به مسئله جوان و جوانان ،آنچنان که حق این مطلب است،درست رسیدگی شود، آن کشور در راه پیشرفت ،موفقیت های بزرگی به دست خواهد اورد.اگر کشوری مثل کشور ما باشد که در ان جمعیت جوان ،یک جمعیت غالب و بزرگ و یک نسبت عظیم از جمعیت کل کشور را تشکیل میدهد،این قضیه اهمیت بیشتری پیدا میکند.

جوان ایرانی جوانی است مومن،پاکدامن،پاک گوهر،داراری زمینه های دینی بسیار زیاد و مایل به جنبه های معنوی.البته توقعی که از یک جوان داریم ، با توقع از یک آدم مسن و جا افتاده به کلی متفاوت است.جوانان ایرانی-چه دخترانش و چه پسرانش-هم از لحاظ روحی، معنوی، ذهنی و هم از لحاظ امکانات ایمانی در حد بسیار خوبی هستند و این امر، مسئولیت بزرگی را بر دوش مسئولان می گذارد.

حضور و نقش افرینی جوانان موفق ایرانی در عرصه های علمی، دانشگاهی،هنری، ورزشی و مذهبی نششان از صحیح بودن حسن اعتماد کشور به جوانان است.سرمایه های ملی ایران اسلامی در دستان مدیران و آینده سازانی است که با نشاط و امید به اینده می خواهند ثابت کنند شایستگی پیشترفت را داشته و  میتوانند در جهان بهترین باشند.

وقتی در خانواده ای متولد میشوی که همه به دنبال یه حرفه رفته اند ، ان هم حرفه ای که شغل خانوادگی محسوب میشود و نکته مهمش هم  اینجاست که در این حرفه موفق عمل میکنند، انگار دیگر راهی جز انتخاب ان شغل برای تو وجود نخواهد داشت.اما کمی که بزرگتر میشوی تازه حسی درونت رشد میکند که دقیقا نمی فهمی کدام طرف دوربین را نشانه رفته است.اینجا تردید میکنی! ایا این حس همانی است که دو برادر بزرگتر را بر خلاف رشته تحصیلی متفاوت به دنبال حرفه ی پدری فرستاد؟! آیا آنها درست انتخاب کردند؟!پشت دوربین؟ثبت لحظات!اما پسرک خانواده خیرابی با حفظ علاقه اش به دوربین که به قول خودش با دوربین بزرگ شده بود؛ترجیح داد خود سوژه ای شود که در لحظات ثبت شود.او جلوی دوربین رفتن را برگزید تا سوژه نابی باشد برای دو برادر بزرگش که پشت دوربین را انتخاب کرده بودند.هرچند انها هم به مانند سیاوش بازیگری را دوست دارند اما نه به ان اندازه که بخواهند ریسک کنند.آنها ترجیهن آینده تضمین شده را که پدر برایشان رقم زده بود پذیرفتند.

سیاوش به کلاس بازیگری رفت وبر خلاف تصور ،این انتخاب تشویق خانواده به خصوص پدر را به همراه داشت.از این رو توانست خیلی زود استعدادش در این زمینه را به منصه ظهور برساند.

اورنگ و ارش دو برادر بزرگ سیاوش که پیش از شهرت برادر از عکاسان خوب و برتر منطقه شان به حساب میامدند تاثیر این شهرت  را در کارشان انکار نمی کننداذعان میکنند که آنها نیز همانند پدر،از مشوقان اصلی سیاوش در زمینه بازیگری به حساب می آیند و از این بابت که او توتنسته حرفه ی دیگری را انتخاب کند و مهمتر آن که در ان حرفه موفق باشد ، بسیار خوشحال هستند.پس بیراه نگفته ایم که هنر در ذات خانواده خیرابی است چه پشت دوربین و ثبت لحظات و چه در به تصویر کشیدن لحظات در مقابل دوربین.با این سه برادر به گفتگو نشستیم...

اورنگ:من که از همان اول عکاسی را خیلی دوست داشتم،الان هم ذره ای از این علاقم کم نشده.هرچند جذابیت و شیرینی سینما و مقوله بازیگری هم  در من همچون دیگران اثر گذار بوده و هست اما این علاقه تنها به صورت بالقوه درونم وجود دارد که هیچگاه برای به فعل رسیدنش تلاش نکردم.

آرش:من هم مثل اورنگ و هر علاقه مند دیگری فقط فیلم دیدن رو دوست داشتم، اما هیچ وقت در خودم این استعداد را نمی دیدم که بتوانم بازی کنم، برای همین اصلا به بازیگر شدن فکر نکردم.سیاوش بازیگر شد بس بود دیگه...این حس و علاقه اگر درون اورنگ بالقوه است در من کم قوه باقی مانده است

تاثیر ترانه مادری سیاوش در کار اورنگ و آرش

 

آرش:خیلی تاثیر داشت.

اورنگ:برای من هم تاثیر داشت، بالاخره وقتی مشتری ها فامیلی ما می شوند مشتاق میشوند تا بهتر و بیشتر بدانند.

آرش:آتلی هی من واورنگ خصوصی است ، و تاثیر شهرت سیاوش کمتر از آتلیه پدر احساس شد.عکاسی پدرم در خیابان گیشاست،به هر حال جایی است که تابلو داشت و شناخته شده بود.ما هم که مشتری های خودمان را داشتیم اما پس از شهرت سیاوش وقتی می آیند و عکسهای اورا می بینند تشویق می شوند که بیشتر بیایند یا اینکه مارا به دیگران معرفی می کنند.

اورنگ:دقیقا...مثلا مراجه کننده به چهار نفر دیگر می گوید که رفتم با اتلیه برادر سیاوش خیرابی عکس گرفتم.این موضوع برای ان چهار نفر هم جالب می شود که بروند پیش برادر سیاوش خیرابی عکس بگیرند! البته داخل پرانتز باید یگویم کار هر سه ما انقدر خوب هست که نیازی به این چیز ها نیست!

آرش:کلا تعریف از خودمون نباشه فوق العاده ایم و ما می توانیم بهترین باشیم!

_آنها در مورد جوان ایرانی بر این عقیده اند که جوان ایرانی از استعداد بالایی بر خوردار است و اگر امکانات در اختیارش باشد، می تواند نشدنی ها را به شدنی ها تبدیل کند.چه کسی فکر می کرد، ایران به فناوری هسته ای برسد  یا ماهواره ملی امید را به آسمان بفرستد،جوان ایرانی می تواند ، اگر بخواهد...

 

شهرت بازیگری

 

اورنگ:سیاوش برای بازیگر شدن خیلی تلاش کرد  و زحمت کشید ، ما که کلاس رفتن هایش را دیده ایم و علاقه زیادش به این حرفه را میدانیم زمانی که به شهرت رسید، موضوع خیلی برای ما جالب بود، اما می دانستیم  پشت این شهرت، سیاوش چهقدر سختی کشیده. باز با تمام این تفاسیر من هنوز بیشتر از بازیگری علاقه مند به حرفه خود بودم.عکاسی یعنی باز پشت دوربین بودن را ترجیح می دادم

در شکایتی نکرد

 

سیاوش:پئرم از این که دو برادرم حرفه اش را دنبال میکنند خوشحال است به این دلیل که در کاشان موفوق هستند اما انتخاب حرفه دیگر از طرف من ، نه تنها اورا ناراحت نکرد بلکه خوشحال بود از اینکه بالاخره از خانواده ما یک نفر به سراغ یک کار دیگر رفت.

 

نتوانستم تحصیلاتم را ادامه دهم

 

سیاوش:قرار بود امسال ادامه تحصیل دهم و برای دوره کارشناسی در کنکور شرکت کنم .اما به دلیل حجم کارهایم نتوانستم به این مهم برسم و هنوز دارای مدرک کاردانی هستم.سال 87 غیر از سریال ترانه مادری در سه تله فیلم لوتکا، پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند، مرد مجهول و نیز فیلم سینمایی زیر هشت ایفای نقش کردم.

 

مگر سینما مافیا دارد؟!

 

سیاوش:هنوز با این دو کار سینمای که انجام دادم ، مافیایی ندیدم اما شنیدم که می گویند سینما مافیا داردو...اما خدا روشکر تا به حال درگیری پیدا نکردم.

 

شباهت نقش ها به بهرام

 

سیاوش:اکثر نقش های که به من پیشنهاد میشود شباهت خیلی زیادی به بهرام ترانه مادری دارد.پسر امروزی که به مهمانی میرود،اکس میخورد و از بین پیشنهاد خا تنها چند تله و یک فیلم سینمایی نقش متفائت داشت که پذیرفتم و بازی کردم.<<زیر هشت>>یا <<نفوذی>> نام فیلم سینمایی است که به کار گردانی <<محمد خاوری>> که به تازگی تصویر برداریش به اتمام رسید، کار در سکوت خبری پیش رفت و دران فیلم با خانم نسرین مقانلو و آقایان جمشید هاشم پور،امیر جعفری و رامین راستاد همبازی بودم و در آن نقش یک پسر مذهبی را ایفا میکنم که دانشجوی پزشکی بوده و در شرف ازدواج است و به دلیل بروز برخی مشکلات ، عروسی اش به هم می خورد  و از اینجا داستان فیلم اغاز میشود.

 

ادامه مرد مجهول

 

سیاوش:مثل اینکه قرار نیست تله فیلم <<مرد مجهول>>روی انتن برود ،پیش تر گفته میشد که در جشنواره پلیس پخش خواهد شد که گویا این قضیه هم لغو شد.راستش را بخواهید سر این کار در حساب و کتاب خیلی اذیت شدم.

 

دنبال کار سینمایی نیستم

 

سیاوش:دو،سه تله فیلم پیشنهاد شده که ترجیه دادم فعلا دست نگه دارم.فقط دنبال کار سینمای نیستم،اما می خواهم کمی گزیده تر انتخاب و بهتر کار کنم.نباید زیاد هول شوم.تله فیلم های لوتکا و پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند ، قرار است عید نوروز روی آنتن برود.

 

سرمایه گذاری روی یک کار دیگر

 

سیاوش:می خواهم چند جا سرمایه گذاری کنم...البته غیر از بازیگری و حتی عکاسی ! قصد دارم یک مغازه افتتاح کنم در زمینه پوشاک که انشا ا... بعد از عید به نتجه خواهد رسید.

 

از دل نرود هر آنگه از دیده رود!

 

سیاوش:شاید باور نکنید احساس میکنم هر چه بیشتر از پخش ترانه مادی میگذرد مردم بیشتر و راخت تر مرا میشناسند.حتی بهتر از گذشته و زمان پخش سریال.

پیش تر وقتی مرا میدیدند  لحظاتی مکث می کردند و تردید داشتند که من همان بهرام هستم یا نه.اما حالا حتی با عینک آفتابی هم سریع مرا میشناسند و عکس العمل نشون می دهند.

 

جریان آن  SMSمعروف

 

سیاوش:شهرت ، مقوله جذابی است که البته دردسرهایی هم به همراه دارد.مثل مزاحمت تلفنی که برای من هم کم نیست، پیامکی هم که در خصوص به کما رفتنم بود، یکی از درد سرهای شهرت است، حتی برای خانواده ام هم پیام تسلیت فرستادند.من در دفتر اقای سهیلی زاده بودم که این خبر را شنیدم.

اورنگ:همین که بعضی ها سعی می کنند و خودشان را به زحمت می اندازند تا برایت مشکل درست کنند، نشان میدهد که تو ادم مهمی شدی    آرش: تبلیغات منفی است دیگه...خود شایعه وسیله تبلیغ به حساب می آید.

 

چرا عکاسی؟

 

اورنگ:خیلی ها از ما می پرسند چرا شما سه نفر یعنی من و پدرمو ارش عکاس شدیم و رفتیم سراغ یک حرف، اولین دلیل اتفاق علاقه ای بود که ما به این حرفه داشتیم،دومین دلیل هم این بود که از بچگی با دوربین بزرگ شدیم و با توجه به رشته تحصیلیمان که هیچ کدام ربطی به این کار نداشت، اما هردوی مارا جذب حرفه پدر کرد.اما دلیل مهمتر دیگری هم وجود داشت  و آن اینکه زمینه اش برای ما مهیا بود،یعنی اگر قرار بود هر کدام از ما در همان رشته تحصیلی خود فعالیت میکردیم قطعا نمی توانستیم  از همان اول کار موفق  باشیم یا به همین اندازه درآمد کسب کنیم...قبل از اینکه من و ارش هر کدام جداگانه اتلیه بزنیم  با هم کار میکردیم و هر یک هم مشتری مخصوص به خود را داشتیم.

آرش:برای من هم همین اتفاق افتاد...البته  نباید عرق خانوادگی را فراموش کنید.ما آدم های متعصبی نسبت به  عکاسی و شغل پدری خود  هستیم.


+ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387Time20:20BY مهرناز | |