تبليغاتX
سیاوش خیرابی و محسن افشانی
























سیاوش خیرابی و محسن افشانی

دوتا پسر خوشگل

سیاوش خیرابی :

داشتم سکته می کردم

این سیاوش خیرابی است که با ما به بام تهران امده تا میان زمین واسمان معلق شود هیجان بانجی جامپینگ را را با او بچشید.چشم هایتان را ببندید.یک دو سه...

وقتی قرار شد همراه یک بازیگر به بام تهران برویم و از پرش بانجی جامپینگ گزارشی تهیه کنیم به بازیگران بسیاری فکر کردیم بیش از این شنیده بودیم این ورزش میان بازیگران طرفداران بسیاری دارد و انها مشتاق پرش از ارتفاع 40

متری هستند به همین دلیل سراغ سیاوش خیرابی رفتیم بازیگر جوان و خوش چهره تلویزیونی که همچنان همه او را با سریال ترانه مادری به خاطر دارند وقتی موضوع را با این بازیگر ماجراجو در میان گذاشتینم به شدت استقبال کرد

اما منکر این هم نشد که از این ورزش ترس زیادی هم دارد گزارش خواندنی ما از ترس و شوق سیاوش خیرابی در بام تهران بخوانید و لذت ببرید

بام تهران 6 بعد از ظهر

قرار مام را ساعت 6 بعد از ظهر گذاشتیم او به همراه یکی از دوستانش به نام ارش که که معرف او به دنیای هنر بوده به بام امد تا رفیقش شاهد پرش او باشد البته قسمت بانجی جامپینگ بام هم ساعت کاریش از 6 بعد از ظهر شروع میشد

با این که هوا گرم بود همه هیجان زده بودیم زود تر به بام برسیم و شاهد این اتفاق هیجانی باشیم ترافیک ولنجک بالاخره کاره خودش را کرد و بازیگر جوان ما دیر به سر قرار رسید انقدر که نور خورشید را برای عکاسی بهتر و دقیق تر

از دست دادیم ساعت نزدیک 7 بود که بالاخره سیاوش پیداش شد البته چند باری دور زد تا توانست اتومبیلش را پارک کند و همراه ما به بالای بام بیاید

 

چرا میترسی؟

باید در محوطه ی بیرونی بام و نزدیک کافی شاپ منتظر بمانیم تا مراحل قبل از پرش انجام گیرد و صدایمان کنند به همین خاطر با سیاوش راجبه ترس هایش حرف میزنیم او علت ترس ار ارتفاع را مربوط به خاطره ی دوران کودکی اش

می داند و میگوید 5-4 که بودم از بالای پشت بام خانه ی عمه ام به کف استخر پرت شدم دختر عمه ام پایین درب حیاط با چوب بازی میکرد و من بدون توجه به ارتفتع پریدم و استخر پر از خون شد وقتی رفتیم پیشانیم را بخیه منن وقتی دکتر میخواست بخیه بزند میترسید و اجازه نمیدادم او نیز به من پس گردنی میزد تا ساکت شوم و پیشانی ام بخیه بخورد الان جایش رو پیشانیم هست با وجود این خاطره ی تلخ در کودکی میگوید خیلی ترسو نیستن فقط از ارتفاع و سوسک میترسم وقتی در بلندی پشت بام میاستسم فکر میکنم حتما باید جایی را بگیرم تا رها نشوم بازی مورد علاقه اش در میان بازی های خطرناک و هول امگیز شهر بازی سفینه بوده و تا به حال سفینه سوار شده است با این که از

هوا ترس دارد اما عاشق این وسیله و اوج و فرودش است جالب است بدانید سیاوش از سرعت زیاد در رانندگی هم ترس داشته اما ترسش را به کمک مرحوم پیمان ابدی از بین برده او دراین باره خاطره ای دارد خیلی از سرعت در اتوبان و رانندگی ترس داشتم هنگام کار در تله فیلم مرد مجهول به کارگردانی وحید محسنس مرحوم ابدی حضور داشت و من به شدت از کارهای خطرناکی که انجام میداد میترسیدم به خصوص این که ماشین را با سرعت زیاد سر پرتگاه یا دره متوقف میکرد یک شب به زور من را کنار خو نشاند و با رانندگی که انجام میداد باعث شد ترس من برای همین از این موضوع بریزد برای همین الان با هر سرعتی که رانندگی میکنم از چیزی نمیترسم

0706200923593c901.jpg

ایستگاه اول توچال

در مسیری که طی میکنیم تا به استگاه اوا توچال برسیم سیاوش مدام شوخی میکند و میگوید وقتی به اینجا امده ترسش بیشتر شده و شاید این پرش را انجام ندهد الته از این موضوع هم که در مجله بنویسیم سیاوش ترسیده است ابایی ندارد وقتی تعجب ما را میبیند میگوید از ارتفاع همیشه ترس داشته ام و به خاطر همین هواپیما هم که سوار میشوم چشم هایم را میبندم الان هم که بانجی را هم که از پایین نگاه میکنم میترسم و بعید نیست وسط راه سکته کنم

وقتی به محل مورد نظر میرسیم چشمان سیاوش به محیط و ارتغاع دکلی که می بیند خیره است و به نظر میرسد که در یک کلنجار روحی با خودش قرار

گرفته که بالاخره میتواند بپرد یا نه؟

برای پریدن سالمی؟

مشغول صحبت با خیرابی هستیم که صدایش میکنند تا چند تا سوال پزشکی از او رسند و اگر مشکلی نداشت اجازه پرش بگیرد همراه او به اتاق مسولان بام میرویم اقای میلاد بنایی مسول این ورزش از او میپرسد تا به حال عمل جراحی داشته و سیاوش پاسخ میدهد در دوران راهنمایی زانویش را جراحی کرده است از این که ورزش میکنه یا نه هم سوال میکنه و او میگوید زمستان ها اسکی انجام میدهد اما به خاطر زانویش نمیتواند ان ار به طور مداوم انجام دهدسوال های دیگری هم راجبه چند بار بیهوش شدن سابقه ی بیماری قلبی و تنفسی داشتن است کخ سیاوش هیج کدام را ندارد و فقط اشاره میکند که فشار خون دارد و وفتی عصبی میشود دچار اسپاسم شده و تپش قلب میگیرد به همین خاطر داروی فشار خون مصرف میکند همین موضوع باعث میشود که فشارش را بگیرند و خوشبختانه فشار خوبی داشت البته خودش اشاره میکند که همیشه مینیمم بالاست قبل از این که سوال اخر را از او بپرسند میگوید این سوال همیشه در جهان پیش از انجام این ورزش میپرسند و ان هم این است که اگر در طول روز مخدر یا چیز دیگری مصرف کردی بگو؟سیاوش میخندد و میگوید اهل نه اهل سیگار نیستم

بعد از پایان سوال ها فرمی به او داده میشود تا اطلاعات شحصی اش را ثبت کند اطلاعاتی که شامل وزن قد و...است.سیاوش پس از پر کردن فرم وامضای ان همه وسایلش مانند ساعت گردن بند و ... را در می اورد و به دوستش می سپارد تا برای رفتن اماده شود در اخر اقای بنایی از سیاوش میخواهد ریلکس باشد و به چیزی فکر نکند

 

 0706200923623f8d9.jpg

با ترس می پریم!

در کنار سیاوش منتظر میمانیم تا دوستانی که باید وسایل پرش را اماده کنند حاظر شوند سیاوش هم جنان مشغول شوخی کردن است و میگوید قصد پرس ندارد و میخواست فقط یک بار این ورزش را از نزدیک ببیند تقریبا هوا تاریک شده که سیاوش همراه بقیه از افرادی که فصد پریدن دارند از دکل 40 متری بالا می روند عکاس مجله مشتاقانه و لحظه به لحظه از دوستان عکس میگیرد بعد از این یکی دو نغر داوطلبانه جلوتر از سیاوش میپرند نوبت به او میرسد از بلندگو اعلام میکنند قهرمان بعدی سیاوش خیرابی بازیگر محبوبتان خواهد بود شمارش معکوس را اغاز میکنیم جمعیت مشتاقانه ایستاده و بالا را نظاره میکنند همزمان شمارش معکوس را بلند گو میگوید و با شمارش یک سیاوش میپرد و با تشویق و سوت حاظران پایین میاید و رکورد پرش از ارتفاع 40 متری با ترسی که ازان داشته برای خودش و ما به ارمغان می اورد وقتی پایین میاید در میان جمعیت گم میشود که گاهی او را تحسین میکنند و گاهی سوال های متعددی درباره ی ان بالا میپرسند سیاوش به ما میگوید وقتی بالا رفته ترسش بیشتر شده و حس سکته داشت اما با دیدن کسانی کخ جلوتر از او پریدند به ترسش غلبه کرد و خواسته این تجربه را امتحان کند

070620092363d261e.jpg

نظر تو پست قبلی ممنون


اینم عکسای محسن و سیاوش تو مراسم ترحیم پدر حسام هست

     

 

+ شنبه بیست و یکم شهریور 1388Time1:48BY مهرناز |